
شعر ماه
شاعر: سمیرا یکه تاز
تا زخم کاری بوسه زد روی تن او
لبخند زد آلاله بر پیراهن او
در آسمان پرواز کرد آن روز ابری
یک سینه سرخ از چشم خیس و روشن او
او را منورها و مین ها می شناسند
فرمانده ی بی نام یک هنگ غریب است
اسم شب و سربند سرخش" یا رُقَیه"
تسبیح ذکرش آیه ی "امن یجیب" است
در خاطراتش خشم شب را دوره کرده
با دست و پای خاک خورده روی مین ها
چشمان او جا مانده در تقویم جنگی
در روزنامه, در کتاب و دوربین ها
حالا همان که موسپید و روسپید است
می گوید از آن لحظه های بی قراری
آورده با خود از غنیمتهای جنگی
کپسول اکسیژن برای یادگاری
گاه از صنوبرها نشانش را بپرسید
وقتی که همراه صبور جاده ها بود
با دستهایی پر ز اسناد و مهمات
کاملترین معنای" آقازاده ها" بود
گاهی نشان از قابهای سرد خالی
یا از خیابانها و میدانها بپرسید
از مستندسازان _اگر دلتنگ بودید_
احوال عکس مرد تنها را بپرسید
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: markazi.hozehonari.ir