
ناگفته ها و ناشنیده ها همراه با پیدا و پنهان شبیه خوانی
در گفتگو با اسماعیل مجللی شبیه خوان و پژوهشگر تعزیه و مولف کتاب شبیه نامه
* بفرمایید از چگونگی شکل گیری هنر تعزیه.
- ابتدا باید به این موضوع نظری داشته باشیم که اگر شبیه خوانی را به عنوان یک هنر قلمداد کنیم که همین گونه است، این هنر در کدام بخش و صفحات کتاب هنر ایران جای داده می شود؟ اگر نسخه های تعزیه را بخشی از ادبیات ایران محسوب کنیم که به طور قطع همین گونه است این ادبیات در کدام صفحات کتاب ادبیات ایران جای دارد؟ اگر این دو موضوع فوق را به دقت واکاوی کنیم به طور صریح نه تنها به تاریخچه ی این هنر بلکه به روزهای پایه گذاری این هنر فاخر و ارزشمند دست پیدا خواهیم کرد. ذات تعزیه شامل سه هنر ادبیات، موسیقی و نمایش است که با اجتماع این سه هنر در هنر چهارمی به نام معماری (تکیه) هنر جدیدی با عنوان شبیه خوانی شکل گرفته به نحوی که اگر هر یک از سه هنر فوق را حذف کنیم دیگر با واژه ای به نام تعزیه و شبیه خوانی مواجه نخواهیم بود بنابراین در طول این اظهارات سخن خود را بر روی این هنر می گذاریم همین چیزی که امروز شاهد آن هستیم که اشخاصی لباسهایی با فرم تاریخی بر تن کنند و دیالوگ های خود را بدون استثنا با شعر بیان کنند و نقش های مثبت، این اشعار را با موسیقی و آواز ادا کنند و نقشهای منفی به صورتی بدون آواز و اشتلم خوانی به بیان گفتار خود بپردازند. اگر سبقه و تاریخچه ای برای این هنر می خواهیم بیان کنیم تاریخ مواردی که عرض شد را تبیین خواهم کرد.
* شکل گیری تعزیه دقیقاً از چه دورانی است.
- در مورد تاریخچه ی این هنر اظهارات بسیاری شده، برخی در یک جمله کوتاه گفته اند که تاریخ پیدایش این هنر معلوم نیست و با این یک جمله بار سنگینی را از دوش خود برداشته و خیال مخاطبین را به طور کامل از همه چیز راحت کرده اند و هیچ ترغیبی برای کندوکاو سایر پژوهشگران نگذاشته اند، عده ای این پیدایش هنری را به افسانه و اسطوره ها به خصوص سیاوش مرتبط کرده اند، برخی دیگر دوران معصومین و حتی دقایقی پس از شهادت امام حسین بیان کرده اند البته این نکته را نباید فراموش کرد که روایت شده پس از شهادت امام، مرکب و اسب ایشان بدون سوار به سمت خیمه ها آمده و اهل بیت امام با دیدن این حیوان پی به شهادت امام برده اند و به زاری و گریه پرداختند با یک نگاه به همین صحنه نمایشی میتوان قلمداد نمود که پله و پایه های سوگواری نمایشی برای معصومین به خصوص امام حسین دقیقاً لحظاتی پس از شهادت ایشان نهاده شده است اما این موضوع هیچ ارتباطی به تعزیه و شبیه خوانی ندارد چون شبیه خوانی چیز دیگری است متفاوت با این موضوع و برخی دیگر دوران صفویان را آغاز پیدایش شبیه خوانی اعلام کرده اند که البته اظهارات فوق بیشتر بر اساس تحقیقات میدانی و شنیده هایی که بیشتر آنها را از زبان شبیه خوانان شنیده اند اعلام شده و هیچگونه پایه و اساس علمی برای اثبات این نظریات بیان نشده است.
* نظر شما در این مورد چیست
- اگر طبق ادعای برخی پژوهشگران تاریخچه پیدایش تعزیه را نامعلوم بدانیم، اما تاریخ و هنر و ادبیات ما کاملاً معلوم است بنابراین پیدایش هنر شبیه خوانی را با استناد به تاریخ هنر و ادبیات ایران به آسانی میتوان نتیجه گیری نمود. همه ما به این موضوع اتفاق نظر داریم که دوران طلایی و اوج هنر شبیه خوانی را باید در دوره قاجار سراغ گرفت، اما بنده این جمله را تکمیل تر می کنم که نه تنها دوره قاجار دوره اوج و شکوفایی این هنر بود بلکه دوران قاجار دوران شکل گیری این هنر به حساب می آید و صفر تا صد تعزیه درست در این دوره شکل گرفت و در همین دوران به اوج و رونق و شکوفایی رسید و در نهایت در همین دوران به افول و مرگ رسید. این چیزی که امروز شاهد آن هستیم و به عنوان تعزیه می شناسیم یک کپی برداری از همان دوران بود.
* کمی بیشتر این موضوع را واکاوی کنید.
- خیلی راحت می توان با یک نگاه سطحی به جامعه قرن نوزدهم و تاریخ ادبیات و هنر این موضوع را واکاوی کرد. ببینید جامعه ما در قرن نوزدهم که همان دوره قاجاریان بود در چه وضعی به سر می برد؟، خرافه و خرافه پرستی که اسناد بسیاری از آن در تاریخ وجود دارد، فقر و نداری که در برخی موارد منجر به فروش کودکان می شد، بیسوادی که بیش از 90 درصد مردم حتی خواندن و نوشتن هم نمی دانستند، سیستم ارباب رعیتی حاکم بر جامعه که تبعات شوم آن صفحات بسیاری از تاریخ را به خود اختصاص داده هنرهایی همچون موسیقی و نمایش و ... با تحریم مذهبی مواجه بودند و هزاران نکته و ضعف دیگر که جامعه ی قاجاری ایران را تهدید می کرد با این شرایط چگونه هنری به نام تعزیه در عموم مردم جاری شد؟ چگونه افرادی که بعضا رد بسیاری از آنها را در روستاها باید سراغ بگیریم به چه طریق بر اساس تاریخ توانستند نمایشنامه هایی منظوم و آهنگین تنظیم کنند و عجیب تر آنکه نقش زنان آن هم زنان تاثیرگذار و قهرمان مذهبی را نیز مردان اجرا کنند، آیا چنین وضعیتی در عموم مردم در آن دوران با شرایطی که ذکر شد پذیرفتنی است؟ مسلما پاسخ منفی است.
* پس چگونه است که ما چنین متونی از این هنر را امروز در ایران شاهد هستیم
- ببینید بعد از اینکه قاجاریان به روی کار آمدند به خصوص در عهد فتحعلیشاه قاجار اتفاقات بسیاری در ایران رخ داد که یکی از آنها جنگهایی بود که بین ایران و روس شکل گرفت و در این جنگها ایران خسارات بسیاری را متحمل شد و این رخداد در دوره ای روی داد که ایران در جامعه ای کاملا فقیر و به طور کامل و صد در صد سنتی به سر می برد در حالی که غرب به سرعت در جنبش های نرم افزاری و سخت افزاری در حال پیشروی بود. بعد از فروکش شدن این جنگها یک زمینه ای درایران به وجود آمد به نام جنبش روشنفکری به نحوی که از آن جامعه کاملا سنتی فاصله بگیریم و کمی به روزتر بشویم. یک نگاهی که به شاکله ی تعزیه می اندازیم بروز این روشنفکری را در این هنر می توانیم ببینیم، همینکه برخی از عامه مردم به صورت نمایشی در هیبت معصومین ظاهر شدند، موسیقی که تا پیش از آن تحریم مذهبی بود نه تنها از حصار تحریم خارج شد بلکه به خدمت مذهب درآمد بنابراین دوره قاجاریان دقیقا دوره شکل گیری این هنر به حساب می آید.
* اشاره کردید به ادبیات تعزیه آیا چنین مواردی که فرمودید در ادبیات ایران دیده میشود
- آنچه که در تاریخ ادبیات ما ذکر شده از دوران صفویان تا عهد فتحعلیشاه را فقیرترین دوران ادبیات ایران اعلام شده است و تعداد اندکی شاعر بیشتر نداشتیم و گذشته از آن مردم نیز آنچنان که باید و شاید با ادبیات و شعر آشنایی نداشتند این چیزی است که بسیاری از منابع مکتوب ادبی ما آمده و غیر قابل انکار است و برای آگاهی بیشتر کتاب از صبا تا نیما و یا سبک شناسی ملک الشعرای بهار را ببینید. روند فقر ادبی ما دقیقاً تا دوران فتحعلی شاه قاجار ادامه داشت و تا اینکه در عهد فتحعلیشاه یک رنسانس ادبی در ایران شکل گرفت و شاعران توسط حکومت وقت شناسایی و گردآوری شدند و محافل ادبی رونق پیدا کرد و نهضتی به نام نهضت بازگشت ادبی در ایران شکل گرفت و شاعران بر اساس اشعار شاعران کلاسیک ایران اقدام به سرایش شعر کردند. یعنی تعزیه خروجی همین محافل ادبی بود و از دل این محفلها اشعار و متون تعزیه نیز بیرون آمدند. گذشته از این سبک سرایش شعری در اشعار تعزیه بسیار شبیه شاعران کلاسیک ایران است یعنی ادبیات نسخه های تعزیه دقیقاً مربوط به ادبیات دوران بازگشت ادبی است.
* مستندات دیگری برای اثبات این حرف خود دارید؟
- عرض کردم شواهد در ادبیات ما اینگونه میگوید ضمن اینکه هنرهای دیگری همچون نمایش و موسیقی نیز دقیقاً در همین دوران در ایران با مردم آشتی کرده اند. تاریخ نمایش ایران را ببینید کاملا مشخص است اولین متن نمایشی و اولین نمایشی که بر اساس نقشه را که همان نمایشنامه باشد در دوره قاجار به مردم معرفی شد و آخوند زاده که ترجمه متون نمایشی وی در اختیار ما قرار گرفته در عهد قاجاراین نمایشنامه ها را نگاشت و پس از آن هم باید به میرزاآقا تبریزی استناد کنیم که نمایشنامه های وی نیز دقیقا در این دوران تنظیم شد. مبحث دیگری که این نظریه را اثبات می کند بحث تدوین موسیقی ما بود. نمی توانیم انکار کنیم که موسیقی ایران و این موسیقی که امروز با این چیدمان هفت دستگاه به خدمت ما قرار گرفته در دوره ناصری توسط میرزا عبدالله فراهانی تدوین شده است زیرا تا پیش از آن موسیقی کاملا حرام بود و مردم با او اخت نبودند. به طور کلی تعزیه را ساختنند تا موسیقی را نجات بدهند که این امر محقق شد و به همین دلیل است که در تعزیه ها کلام نقش های مثبت و معصومین با آهنگ و موسیقی همراه است اما کلام نقشهای منفی با اشتلم خوانی و صداهای بلند بدون هیچگونه آهنگ.
* دلیل شکل گیری این هنر آن هم در عهد قاجار چه بود؟
- همانگونه که عرض کردم این هنر توسط حکومت و دربار قاجار شکل گرفت و پله های اولیه آن در دربار و طهران قدیم بود و حاکمان دیگر قاجار که شهرهای دیگر حکومت می کردند این پدیده را در طهران دیدند و کپی آن را در مناطق خود اجرا کردند و حتی نسخه های تعزیه را از طهران به سایر شهرها بردند. این نکته نیز حایز اهمیت است که نسخه های تعزیه که در دربار قاجار سروده می شد و بسیاری از آنها در اختیار نیز قرار گرفته است از نظر شعری و حتی مذهبی و تحریفاات تاریخی نیز بسیار قوی هستند زیرا علمای آن دوران در این اشعار نظارت می کردند و چنانچه مجلسی مغایر با شئونات اسلامی تنظیم و یا اجرا می شد فوراً از منظر علمای آن وقت موضع گیری می شد که نمونه بارز آن مجلس عروسی دختر قریش بود. اما اینکه پرسیدید چرا این هنر در آن دوران شکل گرفت دلایل متعددی برای آن می توان اعلام کرد که اولین آن تبلیغ مذهب تشیع بود زیرا رسمی شدن مذهب شیعه که در عهد صفویان صورت گرفت تا اواسط دوره قاجار ادامه داشت و این هنر ابزار مناسبی برای تبلیغ مذهب زیبای تشیع بود دیگر اینکه در همین دوران مذهب تشیع با تهدیداتی مواجه شده بود که استفاده از ابزار هنر برای مقابله با این تهدیدات باید صورت می گرفت.
* آن تهدیدات را می شود بیان کنید؟
- اولین آن تخریب حرم امام حسین توسط وهابی ها بود که در عراق رخ داد. دومین آن هم ظهور فرقه های ظاله و گمراه کننده ای در مذهب شیعه که چون موریانه ای به جان این مذهب افتادند از جمله فرقه باب و بهائیت که باید با اینها مقابله میشد. دلیل دیگر آن هم به گفته عبدالله مستوفی بحث تفنن و سرگرمی بود چون هیچگونه امکاناتی در آن مقطع در خدمت ایرانیان نبود و تعزیه تنها ابزاری بود که مردم میتوانستند با آن اخت بگیرند. اما دلیل مهمتری که این هنر توسط قاجاریان در آن برهه شکل گرفت و برای اجرای آن فضایی همچون تکیه دولت را ساختندکارکرد رسانه ای این هنر بود ببینید ابزار رسانه های گروهی در آن دوره در حد صفر بود اگر روزنامه ای هم وجود داشت این ابزار در اختیار حاکمان و قشر باسواد بود و با اقبال عموم چندان مواجه نبود و سایر رسانه ها نیز هنوز ظهور نکرده بودند بنابراین تعزیه بهترین ابزار رسانه ای برای عموم مردم محسوب میشد به نحوی که تمامی اتفاقات، زیبایی ها، زشتی ها و ... را که می خواستند برای مردم تبیین کنند از این ابزار استفاده می کردند و جالب اینجاست که موثر واقع میشد. و با یک نگاهی به متون تعزیه درون آن هرگونه اتفاقی که در آن دوران رخ میداد و سبک زندگی مردمان آن دوره را درست در نسخه های تعزیه می توان مشاهده نمود که این دلیل نیز دلیل قانع کننده ای برای شکل گیری این هنر در عصر قاجار بود. ولی نمیدانم چرا برخیها علاقه دارند برای آن قدمتی کهن در نظر بگیرند! و تاریخی چند هزار ساله را برای این هنر اعلام می کنند.
* میتوانید مثالی بزنید:
- اگر ما شاهد مجلس تعزیه ای با عنوان پسر فروشی هستیم به دلیل آن نیست که در ناکجا آبادی شخصی برای تامین هزینه عزاداری امام حسین، کودک خود را فروخته است بلکه به دلیل آن است که در آن مقطع زمانی فروختن کودکان در برخی از مناطق مرسوم شده بود. نمونه های بسیاری را کشف کرده ام که همه را در کتاب شبیه نامه مکتوب کرده ام.
* چگونه است که در برخی از مناطق کشور، به نظر می رسد تعزیه خوانی در روستاها از شهرها پیشی گرفته است؟
- نمی توان گفت پیشی گرفته ولی در برخی از استانها بله اجرای تعزیه در روستاها را شاهد هستیم که در شهرها با چنین پدیده ای آشنایی ندارند و سراغ تعزیه را بیشتر باید در روستاها و شهرهای بسیار کوچک گرفت. ببینید همانگونه که ذکر کردم علاوه بر ایجاد و همچنین رشد و ترقی این هنر در عهد قاجاریان، افول و سقوط این هنر نیز درست در همان دوران بود، گفتم که تعزیه توسط درباریان قاجاری تنظیم شد و با اقبال عموم مواجه و به طرز حیرت انگیزی و به سرعت و با حمایت حکام قجری در سراسر کشور نشر پیدا کرد، به نحوی که در پایان دوران ناصری معین البکای تعزیه تکیه دولت در سطح کشور افراد خوش صدا و بعضا تعزیه خوانان محلی را شناسایی و به تعزیه های درباری دعوت می نمود. این روند دقیقا تا پایان عهد مظفری و یا مشروطه ادامه داشت و پس از مرگ مظفر الدین شاه که به نوعی با شروع مشروطه همراه بود این هنر به طرز ناگهانی رو به افول رفت که حتی بسیاری از تعزیه خوانها را دستگیر و روانه زندان کردند (اسناد و مدارک این ماجرا وجود دارد) و این روند حدود 50 سال و تا اواخر دهه 40 (همزمان با جشن جنجالی هنر شیراز ادامه داشت) بنابراین شهرهای کوچک و روستاها (که دست حکومت به راحتی به آنها نمی رسید) شدند قهرمان نجات این هنر و ناگفته نماند که در همین روستاها و شهرهای کوچک هم اربابها و خوانین بانیان اصلی تعزیه بودند و مردم هیچ نقشی نداشتند و فقط تماشاگر این هنر بودند اجرا و آموزش این هنر نیز توسط ملاهای مکتب دار و میرزاها صورت می گرفت چون مابقی روستاییان سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند و این ملاها باسوادترین مردم روستاها بودند که علاوه بر تعزیه کارهای دیگری همچون تعلیم قرآن و تلقین اموات و ... را نیز انجام میدادند. اینکه برخی از افراد تعزیه را هنر مردمی می دانند که البته حرف صحیح و درستی هم می باشد، این مردمی بودن هنر تعزیه دقیقا پس از انقلاب بیشتر چشم خورد و عامه مردم به عنوان بانی و برگزار کننده اصلی این هنر شدند. و در این دوران 50 ساله که شهرها با این هنر بیگانه شدند، تعزیه روستاها به طرز چشمگیری رونق گرفت و به همین دلیل هم هست که در روستاها و شهرهای کوچک تکایای تعزیه و ابزار و المانهای تعزیه خوانی که معمولا مربوط به یک سده اخیر هستند به چشم می خورد.
* چرا این اظهارات توسط افراد دیگر بیان نشده و همه افراد حرفهایی غیر از حرفهای شما می زنند در صورتی که مستندات علمی خوبی هم بیان می کنید.
- ببینید همانگونه که ابتدای عرایض خود گفتم بیشتر این اظهارات بر اساس گفته شفاهی افراد است و پشتوانه علمی آنچنان قوی در این اظهارات دیده نمی شود. عزاداری های عصر صفوی و پیشینه آیینهای سوگواری مختلف که عمر چند صد ساله ای دارند ارتباطی به شبیه خوانی با شکل و شمایل فعلی ندارند بلکه پیش نیاز شکل گیری تعزیه بود که چندان هم مهم نیست. ما متاسفانه در بررسی تاریخ سایر هنرها نیز با این مشکل مواجه شده ایم. مثلا در پیشینه تاریخ سینما اظهار می کنیم که این هنر زمان مظفرالدین شاه وارد ایران شده است در صورتی که فقط دوربینی توسط این شخص به ایران آمده بود و کارکرد سینمایی در آن نمی توان دید، تاریخ سینمای ما با تولید اولین فیلم سینمایی شکل گرفته که آن هم در عصر پهلوی اول بود. یا مثلا همین فضای مجازی که امروزه خواسته یا ناخواسته بخشی از زندگی همه مارا شامل شده است مگر چند سال است که شاهد شکوفایی آن هستیم (در حد 5 یا 6 سال) اما ضرورت ایجاد این فضای مجازی برای هر شخصی داشتن یک شماره همراه است، اگر صد سال دیگر شخصی بخواهد در مورد پیشینه فضای مجازی اظهار نظر کند می تواند بگوید از زمان گراهام بل؟ مسلما پاسخ منفی است در مورد سبقه تعزیه نیز همینگونه است.
* اشاره ای داشتید به کتاب شبیه نامه در مورد این اثر توضیحی بدهید.
- کتاب شبیه نامه کار پژوهشی بیش از 7 سال بنده بود که در 1200 صفحه در سال 97 روانه بازار شد و ظرف مدت شش ماه هم نایاب شد. در این اثر اظهاراتی که با شما داشتم به طور کامل مکتوب شده است و ضمن اینکه یک بخش آن اختصاص به تعزیه در استانها را دارد و به تفکیک تمام استانها را از منظر تعزیه بررسی کرده ام جالب اینجاست در بررسی هایی که در تعزیه استانها داشتم هیچ مدرک و سندی جلوتر از دوره قاجار به دستم نرسید.
* اقدامات دستگاه های اجرایی فعلی را در مورد تعزیه چگونه ارزیابی می کنید.
- اقدامات خوبی صورت گرفته اما نه در حد مطلوب، در حوزه هنری تلاشهایی شد و حتی دفتر تعزیه نیز توسط حوزه هنری راه اندازی شد و اما کافی نبود. از اقدامات خوب دفتر تعزیه حوزه هنری این بود که تعزیه را فراتر از مرزهای جغرافیای ایران برد و در عراق که خود بنده نیز حضور داشتم استقبال مردم از این هنر مثال زدنی بود امیدواریم استمرار داشته باشد. ما امیدوار بودیم که در دانشگاه رشته ای تخصصی برای این هنر تاسیس شود اما شنیده ایم که گویا دو واحد درسی تعزیه از رشته نمایش حذف شده که این امر مطلوب نیست.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: markazi.hozehonari.ir