عزاداری برای امام حسین(ع) در میان شیعیان و مسلمانان به یک آیین و مناسک مذهبی تبدیل شده است. تودههای مردم از راههای مختلف، از جمله برپایی هیئتهای عزاداری، مجالس روضهخوانی ثابت و خانگی، تعزیهخوانی و در نهایت پیادهروی به سوی کربلا، ارادت خود را به امام سوم شیعیان ابراز میکنند.
پیادهروی و سفرهای گروهی زیارتی قدمتی دیرینه دارد و بهنوعی میتوان پیشینه آن را همزمان با شکلگیری ادیان و آیینهای مذهبی دانست. در بسیاری از مذاهب غیر اسلامی نیز در سراسر جهان، حرکتهای جمعی و پیاده به سوی اماکن مقدس مشاهده میشود. در زندگی بزرگان دینی، پیامبران، ائمه، علما و حتی برخی پادشاهان و شخصیتهای برجسته نیز طی مسیر بهصورت پیاده برای رسیدن به مکانهای مقدس، همچون مکه، کربلا و مشهد، گزارش شده است. ازاینرو میتوان برای این نوع حرکت آیینی، پیشینهای طولانی و ریشهدار تعریف کرد.
حرکتهای جمعی یکی از قدیمیترین شکلهای نمود بیرونی آیینها به شمار میروند و از آنجا که بخشی مکمل از مناسک مذهبی محسوب میشوند، میتوان گفت قدمتی همزمان با تاریخ مذهب دارند. این حرکتها معمولاً از دو جنبه نمادین و آموزشی برخوردارند. بهطور کلی، اجرای نمایشهای سیار و حرکتهای کارناوالی در بسیاری از مناطق جهان از گذشتههای دور مرسوم بوده است.
در قرون وسطی در اروپا، نمایشهای واگنی درباره مصائب حضرت مسیح(ع) اجرا میشد. همچنین جشنواره دیونوسیای شهر آتن که یادبود ورود دیونوسوس به این شهر بود، در سده پنجم پیش از میلاد و در پایان ماه مارس برگزار میشد. پس از اجرای نمایش ورود دیونوسوس به آتن، راهپیماییای با حضور مقامات رسمی، کُرِگوسها و گروههایی که هدایایی را در پشت سر حیوانات قربانی برای دیونوسوس حمل میکردند، برگزار میشد. این راهپیمایان از میان مناطق مختلف آتن عبور میکردند، در برخی قربانگاهها توقف داشتند و سرانجام با تقدیم هدایا و قربانی کردن گاو در قربانگاه دیونوسوس، مراسم به پایان میرسید.
مرگ و رستاخیز نیز از موضوعات اصلی آیینهای سرزمینهای کهن بوده است؛ از جمله آیین مصائب آبیدوس در مصر که بر اساس روایت مرگ و رستاخیز اوزیریس، فرزند گِب (خدای زمین) و نات (خدای آسمان)، شکل گرفته بود.
امروزه حرکت هیئتهای عزاداری بهصورت گروهی و پیاده، گاه با پای برهنه، معمولاً مسیر میان دو مکان مقدس همچون مساجد جامع، صحن امامزادگان و گورستانها را طی میکند و در طول این مسیر، ذکر مصیبت، روضهخوانی و نوحهسرایی انجام میشود. این حرکتها اگرچه در ظاهر نوعی عزاداری به شمار میروند، اما در کنار وجه آیینی، دارای جنبههای نمایشی و اجتماعی نیز هستند و میتوان آنها را نوعی بازنمایی و تبلیغ یک نظام معنایی و اعتقادی همچون مذهب شیعه دانست.
زیارت با پای پیاده و این حرکتهای دستهجمعی، خودبهخود زمینه شکلگیری عناصر فرهنگی و آیینهای دیگری را نیز فراهم آورده است که بخشی از زندگی عامه مردم را تشکیل میدهند. برای نمونه، شکلگیری کاروانهای زیارتی موجب پدید آمدن آیینهایی همچون چاووشیخوانی در ایران شد؛ بهگونهای که با هر نغمه چاووش، افرادی تحت تأثیر قرار گرفته و به کاروانهای زیارتی ملحق میشدند.
از دل حرکت کاروانها و حضور گروههای مختلف اجتماعی، شامل زنان و مردان، پیران و جوانان، کودکان، افراد توانمند و کسانی که توان جسمی کمتری داشتند، همچنین رخدادهایی مانند فوت زائران در مسیر، گمشدن افراد، عقب ماندن از کاروان، دشواریهای راه و در گذشته حتی مواجهه با راهزنان، داستانها و روایتهای فراوانی شکل گرفته است که بازتاب آنها را میتوان در منابع مکتوب ادبی، سفرنامهها، داستانها و روایتهای شفاهی مشاهده کرد.
در تاریخ اسلام نیز گزارشهایی درباره زیارت پیاده توسط ائمه معصومین(ع) وجود دارد و در حکایتهای عرفانی نیز از افرادی یاد شده است که مسیر حج یا کربلا را با پای پیاده طی کردهاند. این شیوه زیارت در بسیاری از موارد نوعی ریاضت و مجاهدت نفس تلقی میشده است.
سفرهای زیارتی در گذشته اغلب در قالب کاروانهای بزرگ انجام میشد و زائران در مسیرهای طولانی با دشواریهای فراوانی همچون گرما، تشنگی، خستگی و ناامنی روبهرو بودند. روشن است که پیمودن چنین مسیرهایی با پای پیاده، سختیهای بیشتری داشته و نیازمند اراده، صبر و ایمان فراوان بوده است.
در برخی منابع درباره زندگی ملاصدرا آمده است که او هفت بار بهصورت پیاده عازم سفر حج شده است و در سفر هفتم، در مسیر حرکت به سوی مکه و زیارت خانه خدا، در شهر بصره بیمار شد و از دنیا رفت. همچنین درباره شاه عباس صفوی نقل شده است که برای زیارت امام رضا(ع) مسیر اصفهان تا مشهد را با پای پیاده طی کرد و پس از آن، از اموال شخصی خود اقدام به طلاکاری گنبد حرم امام رضا(ع) کرد؛ اقدامی که آغاز آن در سال ۱۰۱۰ هجری قمری و پایان آن در سال ۱۰۱۶ هجری قمری ذکر شده است.
زیارت امام حسین(ع) برای شیعیان همواره آرزویی بزرگ و معنوی به شمار میرفته است. همانگونه که در میان مردم مشاهده شده، افراد بسیاری در طول تاریخ نتوانستهاند به این آرزوی خود دست یابند و حسرت زیارت کربلا را با خود به پایان زندگی بردهاند.
در این آیین باشکوه، بهویژه در روزگار حاضر، شاهد هستیم که مردم در خدمترسانی به زائران امام حسین(ع) از یکدیگر پیشی میگیرند. هر فرد به هر شیوهای تلاش میکند سهمی در این حرکت معنوی داشته باشد. در این اجتماع عظیم، دلها به یک مقصد مشترک پیوند میخورد و انسانها فارغ از تفاوتهای فردی، در مسیر محبت و ارادت به امام حسین(ع) گرد هم میآیند؛ چراکه زیارت آن حضرت در فرهنگ شیعه از جایگاه ویژه و فضیلت والایی برخوردار است.
به گواهی تاریخ، زیارت امام حسین(ع) در بسیاری از دورهها برای مشتاقان، سفری دشوار و گاه پرخطر بوده است. زائران بسیاری به دلیل محدودیتها، فشارهای سیاسی و خطرات موجود در مسیر، نتوانستند به آرزوی زیارت کربلا دست یابند. برخی حکومتها و حاکمان نیز به دلیل هراس از جایگاه معنوی و اجتماعی قیام عاشورا، با زائران و مزار امام حسین(ع) برخوردهای سختگیرانهای داشتند.
در دورههایی از تاریخ، مرقد مطهر امام حسین(ع) مورد بیمهری و تخریب قرار گرفت و زائران آن حضرت نیز با تهدید و آزار مواجه شدند. رفتارهای سختگیرانه متوکل عباسی نسبت به مزار امام حسین(ع) و زائران آن حضرت از جمله نمونههای تاریخی این محدودیتها به شمار میرود. با این حال، شوق زیارت کربلا نهتنها کاهش نیافت، بلکه در طول زمان بر اشتیاق و دلبستگی عاشقان امام حسین(ع) افزوده شد.
این پرسش مطرح است که چرا بسیاری از این جلوههای آیینی و حرکتهای جمعی، بیش از هر چیز در پیوند با نام امام حسین(ع) و بهویژه در زمان اربعین حسینی نمود یافته است؟ برای پاسخ به این پرسش میتوان دلایل مختلفی را بررسی کرد.
واقعه عاشورا از ویژگیهایی برخوردار است که آن را از دیگر رخدادهای تاریخی متمایز میکند. کربلا آخرین رویاروییای بود که در آن یک امام معصوم(ع) بهصورت مستقیم حضور داشت و در برابر جبهه ظلم و ستم قرار گرفت. پس از شهادت امام حسین(ع)، دیگر هیچیک از امامان معصوم(ع) در یک نبرد نظامی مشابه حضور نیافتند.
از سوی دیگر، واقعه عاشورا با حضور گروههای مختلف انسانی شکل گرفت؛ از زنان و کودکان گرفته تا پیران و جوانان. حضور شخصیتهایی با جایگاهها و سنین متفاوت، از کودک شیرخواره تا بزرگسالان و یاران سالخورده، سبب شد این واقعه تنها یک رویداد تاریخی نباشد، بلکه به بخشی از حافظه جمعی و زندگی فرهنگی مردم تبدیل شود. این ویژگیها از جمله عناصر متمایزکننده نهضت امام حسین(ع) به شمار میرود.
همچنین عدد «۴۰» در بسیاری از فرهنگها و ادیان، عددی نمادین و دارای جایگاه ویژه است. در قرآن کریم نیز واژه «اربعین» در چند مورد به کار رفته است و در داستان برخی پیامبران، عدد چهل دارای مفهومی خاص و تأملبرانگیز است. در فرهنگ عمومی نیز برای عدد چهل جایگاه نمادینی قائل شدهاند؛ برای نمونه، در برخی باورهای عامیانه حضور چهل مؤمن در تشییع جنازه، نشانهای از طلب آمرزش برای فرد درگذشته دانسته شده است.
در فرهنگ شیعی، چهلمین روز پس از واقعه عاشورا جایگاه ویژهای یافته است. بر اساس برخی گزارشهای تاریخی، جابر بن عبدالله انصاری از نخستین زائرانی بود که پس از واقعه عاشورا به زیارت قبر امام حسین(ع) رفت. همچنین در برخی منابع آمده است که اهلبیت امام حسین(ع) در مسیر بازگشت از شام، در روز اربعین به کربلا رسیدند. همین پیوند تاریخی و معنوی سبب شد واژه «اربعین» در ارتباط با امام حسین(ع) جایگاهی ویژه پیدا کند و به یکی از مهمترین مناسبتهای آیینی شیعیان تبدیل شود.
اربعین حسینی در طول تاریخ، تنها یک مناسبت تقویمی نبوده، بلکه به نمادی از پیوند عمیق میان ایمان، هویت دینی و حرکت جمعی تبدیل شده است. حضور میلیونها انسان از نقاط مختلف جهان در مسیر پیادهروی اربعین، بازتابی از استمرار یک فرهنگ تاریخی است که ریشه در محبت به امام حسین(ع)، مفهوم ایثار و آرمانخواهی دارد.
پیادهروی اربعین را میتوان نمونهای برجسته از یک آیین جمعی دانست که در آن عناصر مختلف فرهنگی، اجتماعی و نمایشی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. در این حرکت عظیم، زائران نهتنها یک مسیر جغرافیایی را طی میکنند، بلکه با حضور خود، روایت تاریخی عاشورا را بازخوانی کرده و مفاهیمی همچون فداکاری، مقاومت، همدلی و خدمت به دیگری را به نمایش میگذارند.
در این میان، نقش مردم در برگزاری این آیین نیز قابل توجه است. موکبها، خدماترسانی داوطلبانه، پذیرایی از زائران، همراهی مردم مسیر و مشارکت گروههای مختلف اجتماعی، بخش مهمی از جلوههای فرهنگی اربعین را شکل میدهد. این مشارکت گسترده، نشاندهنده ظرفیتهای اجتماعی یک آیین مذهبی است که توانسته است انسانهایی با زبانها، ملیتها و فرهنگهای گوناگون را حول یک محور مشترک گرد هم آورد.
از منظر هنر و نمایش نیز پیادهروی اربعین دارای ظرفیتهای فراوانی است. حرکت جمعی زائران، روایتهای شکلگرفته در مسیر، آیینهای همراه آن مانند نوحهخوانی، چاووشیخوانی، تعزیه و دیگر گونههای نمایشی، همگی بخشی از میراث فرهنگی زندهای هستند که نسل به نسل منتقل شدهاند. این عناصر، علاوه بر کارکرد مذهبی، دارای ارزشهای هنری، مردمشناختی و تاریخی نیز هستند.
تعزیه و آیینهای نمایشی مرتبط با واقعه عاشورا نیز از همین بستر فرهنگی شکل گرفته و رشد یافتهاند. هنرمندان آیینی با بهرهگیری از روایتهای تاریخی و باورهای مردمی، تلاش کردهاند مفاهیم عاشورا را در قالبهای هنری بازآفرینی کنند. از این منظر، پیادهروی اربعین نیز میتواند بهعنوان بستری برای شناخت بهتر فرهنگ عاشورایی و بررسی ظرفیتهای هنری و اجتماعی آن مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، زیارت پیاده اربعین حسینی را میتوان استمرار یک سنت دیرینه در تاریخ ادیان و آیینهای مذهبی دانست؛ سنتی که در طول قرنها با فرهنگ مردم پیوند خورده و به یکی از بزرگترین جلوههای همبستگی دینی و اجتماعی تبدیل شده است. این حرکت، علاوه بر جنبه عبادی و معنوی، حامل مجموعهای از روایتها، نمادها، آیینها و تجربههای انسانی است که آن را به پدیدهای مهم در مطالعات فرهنگی، اجتماعی و هنری تبدیل کرده است.