محمود خدابخشی با اشاره به چاپ کتاب «مهمان حبیب» اظهار کرد: این کتاب به قلم جمعی از نویسندگان توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است و شامل ۳۶ روایت از مشاهدات دهها نویسنده از اتفاقات مراسم چهارمین سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی است که با حضور در گلزار شهدا، منازل شهدا، بیمارستانها، مراکز انتقال خون، کوچهها و خیابانهای کرمان روایتهای دست اولی از پیش از واقعه تروریستی و پس آن را نوشتهاند.
وی با بیان اینکه پیش از برگزاری چهارمین سالگرد سردار سلیمانی قرار بود ویژه برنامهای با عنوان رویداد «روایتنویسی رسم وفا» با حضور دهها نویسنده از استان های مختلف کشور در این مراسم برگزار شود؛ خاطرنشان کرد: با وقوع حادثه تروریستی در عصر ۱۳ دیماه رخدادها و روایتها طور دیگری رقم میخورد و پس از آن روایتها به قبل و بعد از واقعه تقسیم شد به بیانی دیگر برخیها درباره مراسم و سردار سلیمانیاند و برخی از روایتها درباره حادثه و دیگر وقایع آن هستند.
خدابخشی با اشاره به محبوبیت شهید حاج قاسم سلیمانی در بین اقشار مختلف افزود: در روایتهای کتاب مهمان حبیب به بخشی از ابعاد عرض ارادت مردم به این شهید والامقام پرداخته شده است. در روایت «به عشق حاجی» هم بخشی از دلدادگی رانندگان ماشینهای سنگین بازنمایی شده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
دیگهای بزرگ روی اجاقها در حال جوش بودند و حاج علی هم مشغول هم زدن یکی از آنها، قد متوسطی داشت. ریشهای بلندی داشت که چندتایی از آنها سفید شده بود. به پیش ما آمد و خیلی گرم از ما استقبال کرد. قوی و محکم دست داد. لای درزهای دستش سیاهیهای کهنه بود.
از اصالت شهدادیاش گفت و گفت: من خودم شغلی اصلیام مکانیکیِ. ولی اگر لازم باشه پشت ماشین سنگین میشینم. ما دیدیم رانندهها این همه زحمت میکشن، ولی اسمی ازشون هیچ جا نیست. همه وسایلی که هر سال میره کربلا و اربعین همین راننده ها میبردن دیگه. اگه اونا نباشن کار همه لنگه. ما چند سال پیش تصمیم گرفتیم تا اربعین بچههای راننده رو جمع کنیم و ببریم توی جاده پیادهروی و موکب رانندگانو راه بندازیم.
از آن سال دیگر هر سال به کربلا میرویم و موکبو به پا میکنیم. زمانی هم که حاج قاسم شهید شد، اینجا توی گلزار کرمون موکب زدیم. کل سالم پنجشنبه جمعهها اینجاییم. میخواستیم بقیه رانندهها هم بکشونیم به این سمت، به عشق حاج قاسم اومدیم پای کار...